دو تا مقدمه یک نتیجه


همه جا تاریکه . فقط میشنوی . صدای تپش قلب . صدای همهمه ی آدمای منتظر . همه دارن خودشونو آماده ی یک اتفاق میکنن . احساس میکنی داره وقتش میرسه . چشمهاتو باز میکنی ، اطرافت پره از آدم . همه دارن میخندن انگار تو بهونه ی خندشونی . بهونه ی شادیشونی . الان در کانون توجه اطرافیانتی .

قطعا تا به حال سوار قطار شدين ، تصور كنيد قطار رو ، تعداد زيادي واگن ، تو هر واگن تعداد زيادي كوپه ، و تو هر كوپه يك خانواده ، هر كدوم از اين خانواده ها فرهنگ و آداب و فضاي ذهني متفاوتي دارن كه هر كدومشون قشنگيه خودشو داره . ولي همه ي اين كوپه ها و خانواده ها دارن يه كار مشترك ميكنن در عين حال كه بعضي وقتا يادشون ميره ...


براي خوندن اين پست اول بايد به دو چيز اعتقاد داشته باشيد :
1- اينكه حركت بال يك موسي كو تقي در ينگه ي دنيا بر گردش كهكشانها اثر ميگذارد.
2-يك انسان در برابر انسان ديگر مسئوله.
دارين؟؟؟
نميدونم گفتنش درسته يا نه ، ولي بعضي وقتا آدما تو يه شرايطي قرار مي گيرن كه به جاي عقلشون احساسشون براشون تصميم مي گيره . ديگه نمي تونم جلوي اين احساسو بگيرم ، از همون روزهاي آخر سال89 كه براي اولين بار ديدمش شروع شد ، گذشتو گذشت ، هر روز اين حسي كه بوجود اومده بود قوي تر مي شد ، اونقدر قوي شد كه مجبورم كرد اين پستو بزارم ، كاري كه شايد از نظر بقيه احمقانه به نظر برسه ،اما نميدونم ، شايد اگه شما هم جاي من بودين مجبور ميشدين تا رسما اين حستونو اعلام كنين . بيش از يك سال در حالي مي خنديدم كه يك حس عجيب تو دلم بود و بعضي وقتا واقعا از زندگي نا اميد ميشدم . خدايا خودت كمكم كن ، يا اين احساسو ، اين عشق لعنتي رو از بين ببر ، يا خودت ...
بازم از همتون عذر مي خوام اگه به نظرتون گذاشتن اين پست و اعلام اين حس افسار گسيخته كار اشتباهيه ، ولي بدونين الان در شرايطي نيستم كه بفهمم تصميماتي كه مي گيرم درسته يا نه. اصلا فكر نمي كردم كارم به اينجا برسه ، آخه من كه هميشه بقيه رو به خاطر اين حسشون مسخره مي كردم ... نميدونم چي شد ، ولي خودم گرفتار شدم . الان كه دارم اينا رو مينويسم صورتم خيس شده ، اي خدا كمكم كن ...
ببخشيد منو ، شايد جو وبلاگو خراب كنم ، ولي بزارين به حساب يه عاشق بي چاره...
اين پست رو يكي از دوستان دبيرستان تو فيس بوكش گذاشته بود . وقتي خوندمش مجاب شدم به بقيه انتقال بدم :
(جملات از زبون خودشه)
"صبح روزی که پرواز داشتم با اینکه سرم خیلی شلوغ بود رفتم به یکی از پردیس های دانشگاه در شهری دیگه که دپارتمان خاصی اونجا واقع شده بود. درواقع همون دپارتمانی که در بروشور هاشون از خلیج ع-ر-ب-ی استفاده کرده بودن و من مجبورشون کردم به جمع آوری و چاپ مجدد هزاران نسخه بروشور. به صورت خیلی سرزده وارد شدم و از منشی دپارتمان (یک خانم میانسال کانادی الاصل) خواستم که بروشور شخصی خودش رو که یک سال هست استفاده می کنه به من بده... و با این تصویر مواجه شدم..."
فكر ميكنيد با چه تصويري مواجه شده ؟ نه واقعا چي فكر مي كنيد ؟
واقعا چرا بايد ديدن رنگين كمان فقط پاداش كسي باشه كه تا آخرين قطره زير بارون ميمونه؟ چرا ؟
آخه چراااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟

درود به همه
امروز جمعه ست . دو روز مونده تا هشتاد و چهارمين مراسم اسكار . فارق(فارغ) از اينكه اين مراسم رو بايد به رسميت شمرد يا نه ، سياسي هست يا نيست و ... كه خودش بحث مفصلي رو مي طلبه و من اصلا در حد و اندازش نيستم، در حال حاضر بزرگترين گردهمايي سينمايي در دنياست و پرداختن بهش خالي از لطف نيست ، به همين خاطر مقدمه اي همراه با نامزد بخش هاي مختلف جوايز و برندگان 83 دوره ي گذشته رو در ادامه مطب گذاشتم تا انشالا برندگان كه مشخص شدن اعلام كنم خدمتتون .

سلام
اول همون طور که روی صندلی نشستین پای راستتون رو بر خلاف عقربه های ساعت بچرخونین .
چرخوندین ؟ حالا با انگشتتون روی هوا عدد 9 انگليسي رو بنويسين .
جالبه نه ؟
دو سه تا داستان کوتاه تو ادامه ی مطلب گذاشتم حال کردین یه نیگا بندازین .
سلام
نميدونم در حد پست هست يا نه ولي گفتم شايد حال و هواتونو عوض كنه .


با شما هستم من!
خالق هستي اين عالم و آن بالاها ...... !
من چرا آمده ام روي زمين؟
من چرا آمده ام روي زمين؟
شده ام بازيچه ، كه شما حوصله تان سر نرود؟

روزگاریست که شیطان فریاد می زند
اگر انسان پیدا کنید
سجده خواهم کرد
«دکتر علی شریعتی»
يه سر به اين دو تا آدرس بزنيد .....
http://www.worldometers.info/fa/
(آمار لحظه به لحظه جهان)
(یافتن نام اشخاص حقیقی یا افسانه ای
باید یه نفر و تو ذهنتون مجسم کنید بعد اون چند تا سوال ازتون میپرسه و میگه که کی توی ذهنتون بوده )
One day an employee
sends a letter to her
boss asking for an
increase in her
salary!!!
گشت غمناك دل و جان
عقاب
چو ازو دور شد ايام
شباب
دکترپرویز ناتل خانلری (از شاهکارهای شعر- معاصر ازدست ندهید)
| فیلم | کارگردان | تعداد روز نمایش | تعداد هفته نمایش | فروش تهران ( به میلیون تومان ) | فروش كل ( به میلیون تومان ) |
| اخراجی ها 3 | مسعود ده نمکی | 27 | 4 | 1568 | 3250 |
| جدایی نادر از سیمین | اصغر فرهادی | 27 | 4 | 1280 | 1850 |
| یکی از ما دو نفر | تهمینه میلانی | 27 | 4 | 261 | -------- |
| سه درجه تب | حمیدرضا صلاحمند | 27 | 4 | 195 | -------- |
| زن ها شگفت انگیزند | مهرداد فرید | 27 | 4 | 112 | -------- |
نقد فيلم inception (تلقين - سرآغاز) ساخته كريستوفر نولان

زنو آمد بهاران

<بقيه مطالب و حتما ببينين>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()