http://www.linkafarin.com/imgs2012/54099500134725752361.jpg


تو این موقعیتا که قرار میگیرم به شدت هنگ میکنم فقط باید بشینم یه گوشه به گذر زمان خیره بشم . تصمیمی که حدود 3 ماه بود به طور محکم گرفته بودم و حتی بر مبناش میانترمشم نداده بودم تو 5 دقیقه ملغی شد . نمره ی اون درس که خراب شد تازه با 2 نمره کار دستی که هیچ  تاخود امتحان خوردگی داشتم خودمو لحظه به لحظه در اون شب های سردو بلند میخوردم.این قطعا یکی از اون اتفاقات زتدگیم میشه که بعدن واسه بچه هام یا هر فرد دیگه ای تعریف میکنم تا ازش نکات مهمشو استخراج کنن . 

اون ماجرا  که گذشت . حسرت هم میگن سودی نداره و لی من معتقدم  اگه حسرت توام با عبرت باشه حتما سود خواهد داشت. البته اول باید حسرت باشه تا عبرت وارد بشه . پس میشه گفت این جمله حسرت سودی نداره یه جور فرافکنیه واسه فراموش کردن خاطرات بد یا گول زدن نفس که بازم همونه. 

اگهاین رفتاری که در اون یک ساعت رقم خورد رو  بررسی جزئی داشته باشیم به نظر میاد یک تصمیم برخواسته از احساس بود تا منطق. حالا چرا؟ خیلی فکر کردم روش و تقریبا چیزی بیشتر از اینکه فرصت کم در اون موقعیت ذهنمو وادار کرده بود تا اولین گزاره ی منطقی رو با آغوش باز بپذیره دستگیرم نشد (اگه به نظرتون چیز دیگه ای میرسی ممنون میشم راهنمایی بفرمایید).پس چیزی که میتونه مفید باشه اینجور مواقع ابتدا توجه به زمانه .و اینکه فقط خودتونین که به همه ی جوانب یک اتفاق اشراف دارین و مشورت بقیه رو باید با شهودتون از موقعیتتون تطبیق بدین و بعدش هم تنها و تنها  شمایین که بهترین تصمیم رو میتونین بگیرین .ودر آخر هم سپردن نتیجه به خدا.

خلاصه این از این . حالا از اونجا که انسان در برابر انسان مسئوله اول این ماجرا رو شرح دادم تا اصل مطلبی که میخوام بگم رو با تامل بیشتری بخونید :

متنی رو در وبلاگ دوستان 90 ی دیدم و پسندیم . بخش زیادیش رو . در ادامه میزارم . بخونین . به وبلاگشونم سر بزنین ، وبلاگ مفیدیه . البته خیلی فک کنم ذوق میکنن یکدفعه ببینن آمار بازدیدشون زیاد شده.دی



********************



بسم الله الرحمن الرحیم


درد این است...!

در عموم رشته های فنی مهندسی، اکثر فارغ التحصیلان کارشناسی بدون گذراندن دوره های ارشد و دکتری وارد صنعت می شوند. این یعنی فارغ التحصیلان باید دانش و مهارت کافی برای ورود به صنعت را داشته باشند.

بنده از رشته های دیگر اطلاعی ندارم، اما متأسفانه فارغ التحصیلان مهندسی شیمی و مکانیک فاقد مهارت های کافی هستند. برای ورود به صنعت، دانشجویان نیاز به سابقه ی کار دارند. باید واحدهای عملی بیشتری را به طور جدی و مؤثر بگذرانند و جایگاه دروس را در کارها درک کنند. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم دانشگاه ها برای پرورش کارشناسان صنعتی طراحی نشده اند؛ وگرنه چرا بین دو قلّه ی دانشگاه و صنعت این دره ی عمیق قرار گرفته است؟

به نظر شما صنعت چقدر برای مدارک دانشگاهی ارزش قایل است؟ ارتباط دانشگاه  با صنعت چگونه است؟

امروز، شرکت های خصوصی -که با روند خصوصی سازی دامنه ی فعالیتشان رو به رشد است- برای مدارک دانشگاهی ارزش چندانی قایل نیستند؛ چرا که موفقیت برای آنها ایجاد سود بیشتر است و این مدارک برایشان نوید دهنده ی این سود نیست. برای آن ها مهارت شما مهم است نه معدل شما.

من ساعت ها در اینترنت به دنبال استخدامی های دولتی و غیر دولتی مهندسی شیمی و مکانیک گشته ام و حتی یک استخدامی خصوصی پیدا نکرده ام که در آگهی اش کلمه ی معدل به کار رفته باشد.

معدل بالا تنها برای ادامه ی تحصیل مهم است و شرکت های دولتی. شرکت های دولتی نیز در حال حاضر به طرف قراردادهای پیمانی حرکت می کنند که مزایای آن از استخدام رسمی بسیار کمتر است. قراردادهای پیمانی و استخدام خصوصی نکته ی مشترکی در بر دارند:

اگر نتوانید بازده ایجاد کنید، به سادگی از کار بیکار می شوید.

جریان حرکت مدرک و معدل گرای دانشگاه ها تنها می تواند برای ادامه ی تحصیل و عضویت در هیئت علمی مناسب باشد. اگر شما جزو آن جمعیت حداکثری دانشجویان هستید که هدفشان صنعت است، اگر هوشیار نباشید این جریان شما را به دیوار خواهد کوبید:

اگر پی گیر و پرتلاش باشید مجبورید با کار فراوان و حقوق کم، راه خود را در صنعت باز کنید.

وگرنه؛ فروشنده ی لوازم التحریر سر کوچه ی ما مدرک فوق لیسانس مهندسی شیمی دارد!

سوزناک ترین قسمت استخدام خصوصی اینجاست که پس از فارغ التحصیل شدن در آگهی می خوانید:

شرایط استخدامی کارشناس مهندسی شیمی:

·        دارای مدرک کارشناسی مهندسی شیمی

·        مسلط به نرم افزارهای ....

...

 2 سال سابقه ی کار!!!

 

نیمه ی پُر لیوان

1.        شما تنها نیستید، عده ی زیادی بی هیچ خبری با جریان حرکت می کنند. خروج شما از این گروه باعث برجستگی و پیشرفت نسبی سریع شما خواهد شد.

2.        صنعت ایران صنعت ضعیفی است. به گفته ی برخی اساتید، صنعت ایران در سطح کارشناسی است و گذراندن دوره ی دکتری برای آن سودمند نیست. اگر شما به عنوان یک مهندس وظیفه شناس و کوشا، سرمایه یا سرمایه گذار مناسبی پیدا کنید، سریعاً می توانید محصول بهینه ای به بازار عرضه کنید.

و اما درمان!


1.     1. به خدا توکل کنید

تمام فشارها را به دوش خودتان نکشید. تمام کلیدها و کنترل شرایط در دست شما نیست؛ پس بیهوده خود را خسته نکنید. کاری را که می توانید با توکل به خدا انجام دهید و بقیه را به او بسپارید.

2.     2. واقعیت را بپذیرید

امتحانات اساتید و ارزش واحدهای درسی، الزاماً مطابق با نیاز صنعت نیست. نکات امتحانی با نکات صنعتی متفاوتند؛ اگر اینطور نبود، حتماً صنعتگران برای معدل بالا ارزش زیادی قائل می شدند!

3.     3. تکلیف خودتان را مشخص کنید

شما چهار راه در پیش رو دارید:

1.        از ادامه ی تحصیل منصرف شوید یا تغییر رشته بدهید.

2.        صرفاً استاد دانشگاه شوید=> معدل خود را بالا بکشید.

3.        استاد پژوهشگر دانشگاه شوید=> در عین حفظ معدل بالا، به پژوهش و صنعت بپردازید.

4.        صنعتگر شوید=> به ادامه ی مطالب توجه کنید. 

4-1:  در ارزش گذاری تجدید نظر کنید

به دنبال مسائلی باشید که یک صنعتگر با آن رو به روست و به مباحث درسی به چشم گره گشایی از مسائل نگاه کنید. مباحثی ارزش بیشتر دارند که در صنعت بیشتر به کار گرفته می شوند. به هر قیمتی به دنبال نمره نباشید؛ فرض کنید با نمره در شرکتی استخدام شدید، آیا در آنجا دوام هم می آورید؟ استخدام سپس اخراج جالب نیست؛ به فکر این باشید که بتوانید در کار دوام بیاورید!

4-2: بر اساس ارزش گذاری جدید عمل کنید

درباره ی مباحث و مسائل صنعت تحقیق و جستجو کنید. باید حتی الامکان قبل از این که دروس را بگذرانید، اهمیتشان را درک کنید و با تلاش کافی به مباحث مهم تسلط پیدا کنید.

4-3:دست به آچار باشید

شما در صنعت با واقعیت سر و کار دارید نه فقط شمای فنی قطعات. شناخت و مهارت هایی هست که تنها راه رسیدن به آن عملی کردن محاسبات تئوری ست. متأسفانه واحدهای عملی ما بسیار محدود و ضعیفند؛ خودتانببینید چه کاری را می توان عملی کرد، هرچند هم کوچک به نظر رسید آن را اجرا کنید.

4-4:هدف را مشخص کنید

اگر بدانید در کجا و چه صنعتی کار خواهید کرد، تمرکز به روی آن صنعت برای پیروزی کافیست. آن صنعت را عمیقاً مطالعه کنید، دستگاه ها و مسایلش را شناسایی کنید و کارهایی را که یک مهندس در این صنعت انجام می دهد پیدا کنید. مهندسی را از این صنعت بیابید و با او مصاحبه کنید؛ تلاش کنید با کارخانه به عنوان یک داوطلب همکاری ارتباط برقرار کنید یا از طریق دانشگاه به بازدید کارخانه بروید.

4-5: اگر می توانید، توان خود را اثبات کنید

به نقل از یکی از اساتید بزرگ مرتبط با صنعت، «وقتی طرحی را برای یک صنعتگر مطرح می کنید، او برای کاغذهای پر شده ی شما اعتبار قایل نیست و به سختی می تواند به شما اعتماد کند، لذا کار شما را زیر سوال خواهد برد؛ اما اگر یک کار موفق داشته باشید و آن را برای او مطرح کنید، به طرح جدید شما اعتماد خواهد کرد. مهم این است که یک بار محصولی را –هرچند یک خودکار- تولید کرده باشید و این اعتبار شما ست.»

پروژه هایی را انتخاب کنید که بتوانید آن ها را اجرا کنید و به ثمر برسانید. برای استخدام در شرکت ها، رزومه ی شما بررسی می شود؛ و یک فعالیت ثمر بخش، ضامن خوبی برای عملکرد شماست. اگر این فعالیت در حوزه ی فعالیت شرکت باشد، ارزش فوق العاده می یابد. اگر در یک زمینه ی تخصصی به مهارت عالی برسید، حتی خود شرکت ها بدون تقاضای شما به سراغتان خواهند آمد.


خدا پشت و پناهتان....موفق باشید!

/ برگرفته شده از guide.blog.ir / راهنمای دانشجویان کارشناسی مهندسی شیمی /