دانلود ترمودینامیک اسمیت ونس

Download

شیطان از دیدگاه انیشتن؟

شیطان وجود داره؟!
من میگم....
شما میگی؟
ولی ببین دوستمون چی میگه...

ادامه نوشته

تشخيص چهره 8

سلاااااااااااااام به همه .

 

سر کلاس نشستی یه دفعه سرت میخوره به شونه ی بغلیت، به استاد نگاه میکنی میبینی داره بد نگات میکنه انگار فهمیده خوابت برده بوده، خطاب به جمع میگه هرکس احساس میکنه خوابش گرفته بره دستو صورتشو آب بزنه. میخوای بلند شی بری کاری رو که استاد گفته انجام بدی که در کمال تعجب میبینی امین نعمتی داره از در کلاس میره بیرون که به صورتش آب بزنه . مجبور میشی بشینی سرجات تا کلاس تموم شه .ساعت۵:۱۰ شده که استاد میگه بچه ها خسته نباشید کوییز جلسه بعدم یادتون نره .خوشحال از کلاس میای بیرون سمت چپت ته راهرو ی م شیمی رو نگاه میکنی میبینی هوا تاریک شده ، یه ربع پیاده روی میکنی تا به یک وسیله ی حمل و نقل عمومی برسی در زمان طی کردن این راه همش به این فکر میکنی که از ۸ صبح یه کله سر کلاس بودیو سخت خسته ای .یک ساعت بعد به خونه میرسی .لباساتو درمیاری، احساس میکنی روحت روی تختت دراز کشیده .میخوای بری بخوابی که یه حسی از درون بهت میگه یه سر به وبلاگ بزني بد نیست ها ،ناسلامتی وبلاگمونه ، عضوی از وجودمونه و ...آدرسو مینویسی اینتر که میکنی چشمت به اولین پست میخوره. حدس بزنید چیه؟ آره درسته. تشخیص چهره ی هشتو میبینی . پستی که حالتو خوب میکنه  . پس اگه دنبال یه حال خوبید با ما باشید ...


Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com


به نظر ميرسه فردا(شنبه) ساعت 11:38 وقت مناسبي بري اعلام صاحب عكس باشه.  


لطفا ادامه مطلبو بفشارید

ادامه نوشته

«انگار دارم خفه می‌شوم، باید هر چه زودتر به آزادی برسم»

                 

 

یک بار در حین دعا کردن به دعایش گوش می‌کردم و چون تاب و تحمل دوری اش را نداشتم محکم به پنجره اتاق زدم که چرا اینگونه دعا می‌کنی. شیشه شکست و دستم زخمی شد. او با دیدن من ناراحت شد و آمد و با پارچه‌ای دستم را بست و گفت: مادر چرا این کار را کردی؟ گفتم: چون...
ادامه نوشته

قایم موشک بازی دانشمندان در بهشت

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند
انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
همه پنهان شدند الا نیوتون ...
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین.

انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.
انیشتین فریاد زد
نیوتون بیرون( سك سك) نیوتون بیرون( سك سك)

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ...

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ...
که من رو، نیوتون بر متر مربع میکنه .........
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد بنابراین من "پاسکالم"
پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سك سك)



Steve Jobs

 
 
 
 
 


سه داستان استیوجابز در سخنرانی اش در استنفورد

من امروز خیلی خوشحالم كه در مراسم فارغ‌التحصیلی شما كه در یكی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس می‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده‌ام. امروز می‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.

 
ادامه نوشته

کمیکار چی شد؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه ی هم گروهی های گرامی ضمن تبریک به مناسبت هفته کرامت که گذشت و ولادت سرورمون آقا امام رضا علیه سلام شمس الشموس و امام الرئوف عذر خواهی بنده و دوستان خوبمونو به خاطر غیبت نسبتا طولانی در سایتو پذیرا باشید
یه تغیراتی رو هم برای تنوع دادیم اگر بپسندید..

برای در جریان قرار گرفتن کل گروه از نتیجه مسابقات ششمین دوره کمیکار که امسال در
 واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد تهران
برگزار شد این پستو به نمایندگی از دو گروه میذارم اگر کمو کاستی داشت لطفا دوستان عضو تیم در قسمت نظرات اصلاح کنند



ادامه نوشته

میلاد حضرت معصومه (ع) روز دختر و آغاز دهه کرامت مبارک باد!

            

میلاد فرخنده و پر نور و سرور کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (ع) و روز دختر و همچنین آغاز دهه کرامت را به حضور امام زمان (عج) و همچنین آقا امام رضا و تمامی دوستداران و پیروان راستین آن بزرگوار تبریک و تهنیت عرض مینمایم .

خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!