آینده پژوهی فناوری
آینده پژوهی از جمله مباحث نوینی است که در فضای عدم قطعیت حاکم و آشوبناک کنونی به خوبی پاسخگوی نیاز فضای مدرن کسب و کاری است. آیندهپژوهی در فرایند برنامهریزی، مدیریت استراتژیک و مدیریت ریسک کاربرد دارد و از طرفی امروزه در پیشبینی مشاغل مورد نیاز آینده نیز مورد استفاده است.
آیندهپژوهی فناوری نیز یک روش برای آیندهپژوهی و پیشبینی به منظور تشخیص و شناسایی محتملترین ابداعات آتی بشر و توسعهی فناوری در آینده است. این روش امروزه از ابزارهای بسیار سودمند برای دستیابی به هوشمندی استراتژیک به شمار میرود.
مطالعه آینده در چارچوب های زمانی گوناگونی صورت می گیرد؛ یکی از اعضای انجمن آینده جهان به تقسیم بندی زیر معتقد است:
آینده نزدیک: حداکثر تا یکسال
آینده کوتاه مدت: بین یک تا پنچ سال
آینده دراز مدت: بین پنچ تا بیست سال
آینده دراز مدت: بین بیست تا پنجاه سال
آینده دور دست: بیش از پنجاه سال
بسیاری از مردم، بنگاه های کسب و کار و دولت ها هنگام برنامه ریزی, حداکثر چهار الی پنج سال آینده را در نظر می گیرند؛ سیاستمداران تا انتخاب بعدی و بنگاه های کسب و کار تا پنج سال آینده. اما در زمان های که سرعت تغییر سرسام آور است, لحاظ کردن آینده های دوربسیار مهم به نظر می رسد. در واقع آنچه امروز انجام می دهیم در آفرینش دنیای پنج تا بیست سال آینده تاًثیر بسزایی دارد. به خاطر داشته باشید که علیرغم پیوستگی و ارتباط گذسته, حال و آینده, تنها جایی که می توان تغییر داد, همین امروز است.
دو هدف عمده از آیندهپژوهی فناوری عبارت است از:
1. تشخیص و شناسایی فناوریهای پرمنفعت (چه از نظر اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی) نوظهور در آینده
2. شناسایی حوزههای آتی مرتبط با پژوهشهای استراتژیک
آیندهپژوهی فناوری رویکردی نوین در دست دولتها و سازمانها برای خلق ثروت، حاکم کردن تفکر استراتژیک، و نیز کسب مزیت رقابتی است، چرا که با خلق یک پایگاه اطلاعاتی قوی کمک شایان توجهی در جهت ترسیم افق بلندمدت و تدوین استراتژیهای هوشمند سازمانی میکند.
در تعریف کلاسیک اصطلاح آینده پژوهی فناوری میخوانیم: "اقداماتی نظاممند برای مشاهدهی آیندهی بلندمدت علم، فناوری، اقتصاد و اجتماع، با هدف شناسایی فناوریهای در حال ظهوری که احتمالاً بیشترین منافع اجتماعی و اقتصادی را با خود به ارمغان دارند." این تعریف نشانگر درجه بالای اهمیت آینده پژوهی فناوری در بحث کسب و کار و مقولههای سازمانی است، چرا که نمیتوان به هیچ عنوان فناوری را از کسبوکارهای مدرن جدا انگاشت. فناوری بستری برای ایجاد و رشد کسبوکارهای مدرن است و مسیر را برای بالندگی اقتصادی هموار میکند.
در جریان پروژههای آینده پژوهی، هم ایجادکنندگان و هم کاربران دانش و فناوری در سیستم نوآوری گرد هم میآیند تا چشماندازی مشترک از توسعههای آتی را به دست آورند. دامنه زمانی پیشبینیها معمولاً بین 10 تا 30 سال است، یعنی میتوان به کمک این روش وضعیت 10 الی 30 سال آیندهی فناوری را ترسیم کرد.
این رویکرد ابتدا در دههی 70 میلادی توسط ژاپن به کار رفت. بعدها کشورهای اروپایی در دهه 90 میلادی با اتخاذ رویکرد آیندهپژوهی فناوری به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافتند و امروزه این روش ابزاری متداول و رایج در این کشورها به شمار میرود. در واقع بسیاری از کشورها به منظور پیشبرد و توسعهی فرآیند صنعتیسازی کسب و کارهای خود از این شیوه بهره میبرند و با تدوین استراتژیهای مبتنی بر اطلاعات پیشبینی شده، اقدام به هدایت سازمانها و شرکتها در زمینه فناوریها، مدیریت فعالیتهای مبتنی بر فناوری و نوآوریها و روندهای آتی میکنند و به این وسیله میزان ریسک و عدم قطعیت را کاهش میدهند. امروزه روش آیندهپژوهی فناوری توسط بسیاری از کشورها حتی کشورهای رو به توسعه به کار میرود؛ فیلیپین، هند، اندونزی، تایلند، مجارستان، نیجریه، ایرلند، بولیوی، ونزوئلا و جمهوری چک از جمله این کشورها هستند. مرکز مطالعات آینده پژوهی اندیشکده معرفت تلاش دارد تا پایه گذار این دانش نوین در کشور عزیزمان باشد.
از طرف دیگر یکی از وجوه با اهمیت پدیدهی آیندهپژوهی فناوری این است که دانشگاهیان و اهالی بازار را گرد هم میآورد، چرا که پیشبینی و مهندسی هوشمند آینده بدون حضور مشترک و هماندیشی این دو طیف امکانپذیر نیست. آیندهپژوهی فناوری با پر کردن شکاف میان این دو طیف، موجب ایجاد و تحکیم روابط دانشگاه و بازار میشود و به این وسیله آگاهی اجتماعی و اقتصادی را نسبت به وقایع آتی ارتقا می بخشد.
روشهای مختلفی برای مطالعهی آینده و آیندهپژوهی وجود دارد. این روشها نوعاً برآمده از علوم مدیریتی هستند و لذا ابزاری سودمند و راهبردی برای هدایت و راهبری رویدادها و روندهای کسبوکار به سمت آیندهای مطلوب به شمار میروند. رایجترین رویکرد آیندهپژوهی اجرای پیمایش دلفی به همراه سمینارها و پنلهای تخصصی است. روش دلفی در میان تعداد زیادی از متخصصان با زمینههای مختلف (دانشمندان، مأموران دولتی، تجار و کسبه، بازاریابان، ...) اجرا میشود.
روش دلفی رویکردی مبتنی بر هوش جمعی و روشی برای یافتن بهترین پاسخها است. دلفی نام معبدی باستانی در یونان قدیم بوده، جایی که یونانیان آن را مرکز زمین میپنداشتند و ارزش بسیاری برای آن قائل بودند. معبد دلفی مکانی برای تشکیل جلسات سناتورهای یونان باستان بوده که در آن مشکلات کشور به رای دانشمندان گذاشته میشد. اصطلاح دلفی بعدها به عنوان یکی از روشهای قابل اتکا و معتبر آیندهپژوهی شناخته شد، تکنیکی که راهگشای بسیاری از دغدغههای آتی است. روش دلفی مبتنی بر هوش جمعی و طوفان فکری و در واقع اجماع صاحبنظران روی مسألهای خاص است که از آن میتوان برای دستیابی به بهترین گزینه محتمل بهره برد.
به هر ترتیب روش دلفی به عنوان یکی از رویکردهای مطرح آیندهپژوهی دارای 8 مرحله اساسی است:
1- تعیین موضوع، به منظور بررسی آیندهی ممکن، محتمل و مطلوب آن. (مانند آیندهی تبلیغات)
2- ساخت یک پرسشنامه به عنوان ابزار گردآوری داده
3- انتخاب تعدادی از متخصصین (پاسخگویان) که نظراتشان مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد، به ویژه افراد صاحب نظر در موضوع در نظر گرفته شده.
4- ارزیابی اولیه نظرات پاسخگویان به وسیله ابزار پرسشنامه
5- سازماندهی و چکیدهبرداری اولیه از اطلاعات برآمده از ارزیابیهای اولیه
6- انتقال نتایج ارزیابیهای اولیه به عنوان بازخورد به کلیه پاسخدهندگان
7- ارزیابی مجدد عقاید و نظرات متخصصان پس از آنکه آنها از نظرات سایرین مطلع شدند، چرا که ممکن است نظرات برخی در این مقطع با توجه به اطلاعات اضافی که کسب کردهاند تغییر کند.
8- و بالاخره تحلیل، تغییر و ارائهی اطلاعات و نگارش گزارش نهایی
روش آینده پژوه شدن

اهمیت آینده پژوهان در فعالیت های آینده پژوهانه و قابلیت ها و توانمندی های ویژه ای که برای اجرای پروژه ها آینده پژوهی لازم دارند، سبب شده است که یکی از مهم ترین مباحث پژوهشگران عرصه ی آینده پژوهی، ویژگی های آینده پژوهان باشد.
اهمیت این مبحث به اندازه ای است که در بیشتر کتاب های آینده پژوهی، بخشی با عنوان ویژگی های آینده پژوهان قرار دارد و آینده پژوهان بسیاری درباره این مقوله اظهار نظر کرده اند، که از جمله ی مهم ترین آن ها می توان به دیدگاه های دیدزبر ، وندل بل ، جیمز دیتور ، اندی هاینز و ریچارد اسلاتر ، اشاره کرد. نکته ی قابل توجه در این دیدگاه ی بزرگان عرصه ی آینده پژوهی درباره ی قابلیت ها و توانمندی های آینده پژوهان، اختلاف های زیادی با یکدیگر دارند که نشان از تفاوت نگاه آنان به آینده پژوهی است. آینده پژوهی نیازمند بومی گرایی است و اجرای آینده پژوهی بومی، ویژگی های بومی برای آینده پژوهان طلب می کند.
البته این بدان معنا نیست که آینده پژوهان بومی، ویژگی هایی کاملاً متفاوت از دیگر آینده پژوهان دارند. آینده پژوهان در برخی ویژگی ها مشترک هستند.
برخی از آینده پژوهان کوشیده اند تا ویژگی های مشترک آینده پژوهان که مورد پذیرش تمامی آینده پژوهان هستند را معرفی کنند. ویژگی های مشترک آینده پژوهان که تمامی آینده پژوهان بر آن تأکید دارند از این قرار هستند:
• داشتن دورنمایی شامل تغییرات گذشته و احتمالات موجود برای پیدایش آینده ای متفاوت با زمان حال؛
• اعتقاد به این که آینده اندیشی میتواند اثر بخشی اقدامات بشری را افزایش دهد.
• ایمان به استفاده از دانش در تدوین و اجرای سیاست ها؛
• برخورداری از هویتی مستقل برای خود به عنوان یک آینده پژوه؛
• باور به مجموعه ی مفروضات مشترک (عام و خاص)؛
• دارا بودن اهداف مشترک؛
• روش ها و سرمشق های مشترک؛
• مفاهیم کلیدی مشترک؛
• نظریه های مشابه در حال ظهور درباره ی رفتار انسان و تغییر اجتماعی؛
• جهت گیری به سوی اقدام اجتماعی و تصمیم گیری آگاهانه با هدف تطبیق با آینده یا کنترل آن؛
• استفاده ی گسترده از دانش (تخصصی) بسیاری از رشته ها، متناسب با نیاز پدیده ی مورد بررسی در هر پژوهش یا پروژه:
• دیدگاهی کل نگرانه؛ آن چنان که نیازهای اطلاعاتی اقدام اجتماعی ایجاب کنند.
• پرداختن به پیامدهای احتمالی تحولات علمی و فناورانه و به طور کلی پرداختن به پیامدهای تمامی رفتارهای خواسته و ناخواستهی بشر؛
• وقف شدن برای درک فرآیندهای عمومی تغییر، خواه اجتماعی ـ روان شناختی و خواه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی؛ و
• ارزش های مشترک (مانند رفاه و آزادی بشر، توجه به تمامی موجودات زنده و ...).
آینده پژوهان در اجرای پروژه های آینده پژوهی نیز ویژگی های مشترکی دارند که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• برقراری ارتباطات اثربخش : در پروژه های آینده پژوهی، افزون بر اهمیت شناسایی مسایل مهم و تازه، میبایست ارتباط مناسب با کسانی برقرار شود که قدرت عمل مناسبی دارند. بهتر است برای انجام سخنرانی ها کلیدی و نگارش مطالب مورد نیاز، از یک نویسنده کمک گرفته شود.
• توانایی شناسایی و تحلیل مسایل تازه : برای مثال، استفاده از تحلیل گرانی که میتوانند فرایند بازنگری اطلاعات را بر عهده داشته باشند و میتوانند چارچوبی برای تحلیل ارایه دهند؛ کسانی که میتوانند چیزهایی را ببینند که دیگران پیش از این ندیده اند و افرادی که می توانند الگوها را تشخیص داده و استخراج کنند.
• ایفای نقش راهبردی : کسانی که می توانند مؤلفه های موثر بر انجام درست کارها را مشاهده کنند و مقوله هایی را تشخیص دهند که نباید به آن پرداخت و بتوانند مهم ترین مسایل را مشخص سازند.
• تأثیر گذار بر دیگران : شما هر اندازه دلیل و مدرک هم در اختیار داشته باشید، نمی توانید دیگران را ترغیب کنید برای تحقق چشم اندازهای احتمالی آینده وارد میدان شوند. افزون بر این، واداشتن دیگران به اختصاص وقت برای پرداختن به فرایندهای پروژه کار دشواری است. یک راهحل کلیدی برای غلبه بر این دشواری، در اختیار داشتن کسانی است که چشمانی تیزبین برای کشف فرصت ها و قدرت جاذبه ای برای تأثیر گذاری بر دیگران دارند.
• سازماندهی : پروژه های آینده پژوهی، فعالیت ها متفاوت و گوناگونی را دربر می گیرند. به همین دلیل به افرادی نیاز آن که به خوبی بتوانند برنامه ریزی کنند و روند اجرای امور را به دست بگیرند.
• رهبری : کسی که بتواند تمامی فعالیت ها را در کنار هم زیر نظر بگیرد، زمانی که انجام کارها با دشواری همراه می شود، اعمال نفوذ کند، دور اندیش باشد و گام بعدی را که گروه برای رسیدن به هدف مطلوب نیاز دارد، پیش بینی کند.
• تسلط به مهارت های پایه : آینده پژوهان می بایست از مهارت های علمی لازم برخوردار باشند و در زمینه ی کار خود تسلط کافی داشته باشند. به این ترتیب، پروژه های آینده پژوهی بر پایه ای علمی آغاز میشوند و نیازی نیست که تمام وقت پروژه را در پی نیروهای علمی مناسب بود.
آینده پژوهی و انرژی

دکتر ملکی در مقدمه کتاب با اشاره به اهمیت آینده و سیر همیشه رو به جلوی زمان خاطرنشان میکند در جهان پر ابهام و پیچیده کنونی، تطبیق دادن خود یا سازمان خود یا جامعه با تحولات در آینده ما را از نابودی یا ضرر می رهاند. وی سپس 15 زمینه از جمله اقتصاد جهانی، امنیت انرژی، جامعه و سیاست، ارتباطات و بهداشت را از جمله حوزه هایی میداند که مطالعات آینده در آن از اهمیت فراوانی برخوردار است.
این کتاب از 6 فصل، پیوست، مراجع و واژه نامه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی در 237 صفحه تشکیل شده است. فصل اول به بررسی مفهوم آینده پژوهی و اهمیت آن می پردازد. مدیریت تغییر عنوان فصل دوم است که تئوری های تغییر را بر می شمرد. در فصل سوم با عنوان تصمیم گیری به مسائل پیرامون این موضوع پرداخته شده است. در فصل 4 با برنامه ریزی راهبردی آشنا می شویم و در فصل 5، سناریوسازی و زوایای مختلف آن به بحث گذاشته شده است. فصل پایانی نیز کاربرد اصول آینده پژوهی را در انرژی بررسی میکند.
هنر کشف آینده
معرفی کتاب : در نوشتار حاضر، مولف با برشماردن قوانین حاکم بر حوزه فعالیتهای تجاری، به چگونگی تغییر آنها اشاره میکند، سپس رهنمودهایی برای استفاده از این تغییرات ـ در دستیابی به هدف مطلوب فراهم میآورد :این قوانین عبارتاند از" :پیشبینی و آیندهنگری"، "نوآوری "و "برتری کیفی ."عناوین برخی از فصلهای کتاب نیز به این شرح است" :اهمیت آیندهنگری"، "الگوهای جدید چه وقت به وجود میآید؟"، "تاثیرات یک الگو جدید"، "مهمترین تغییر الگو در قرن بیستم"، "بازگشت به صفر "و "خصوصیات اصلی الگوها ."
مروری بر کتاب :
این کتاب مملو از مثال های مربوط به تغییر الگو و آینده نگری است، و شما را با الگوهایی که به احتمال قوی الگوی غالب آتی خواهند بود، آشنا خواهد ساخت.
نظر شما درباره دستیابی به الگوهای آتی، پیش از رقباء خود چیست؟
همه ما قوانین مربوط به موفقیت در حوزه تخصصی خود را می دانیم. همچنین می دانیم که این قوانین ـ الگوها ـ همواره در حال تغییر هستند. آنچه که Barker در کتاب خود به آن به عنوان هدف می نگرد چگونگی دریافت این تغییرات و استفاده بهینه از آنهاست.
به این ترتیب قادر خواهید شد:
ـ افراد تغییر دهنده الگو را در شرکت خود شناسایی کنید.
ـ به افراد کلیدی خود بیاموزید که چگونه با این حجم تغییرات روبرو شوند.
ـ با مشکلات «لاینحل» خود دست و پنجه نرم کنید و نتایج شگفت انگیزی بدست آورید.
این کتاب مملو از مثال های مربوط به تغییر الگو و آینده نگری است، و شما را با الگوهایی که به احتمال قوی الگوی غالب آتی خواهند بود، آشنا خواهد ساخت.
منبع : ayandehpajoohi.blog.ir
تمام حقوق این سایت متعلق به دانشجویان مهندسی شیمی89 فردوسی میباشد.