نامه
اسکار : خوب حالا فرض کنیم که خدا هست.نامه بنویسم که چی؟
مامی رز : به خدا که بنویسی تحمل رنج هات برات آسون تر میشه.
اسکار : کسی که اصلن نیست رفع تنهایی می کنه؟
مامی رز: اصلن نیست یعنی چی ؟ تو هستش کن.
سرش را به گوشم نزدیک کرد و گفت:
" هر قدر بش اعتقاد داشته باشی بیشتر برات واقعی می شه. "اگه خوب پافشاری کنی یه روزی می رسه که مثل چیزایی که میبینی و حس میکنی واقعی میشه.اون وقت کمکت میکنه"
اسکار : بش چی بنویسم ؟
مامی رز : هر چی تو دلته بش بنویس. فکرایی که تو سرته و به زبونت نمیاد این فکرا رو دلت بار میشه ، می ماسه ، نمی گذاره راحت حرکت کنی ، جای فکرای تازه رو می گیره و خلاصه دلتو می پوسونه. تو میشی یه زباله دونی فکرای کهنه ، که اگه حرف نزنی گندش می کشدت.
.....
" اسکار و بانوی گلی پوش
اریک امانویل اشمیت "
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۷/۱۱ ساعت 13:0 توسط
|
تمام حقوق این سایت متعلق به دانشجویان مهندسی شیمی89 فردوسی میباشد.