قصه شب
مرد موقع برگشتن به اتاق گفت: مواظب باش عزیزم اسلحه پر است.
زن که به دیوار تکیه داده بود گفت: این را برای زنت گرفته ای؟
-نه خیلی خطرناک است می خواهم یک حرفه ای استخدام کنم.
-من چطورم؟
مرد پوزخندی زد:بامزه است.اما کدام احمقی برای آدم کشتن یک زن استخدام
می کند؟
زن لبهایش را مرطوب کرد.اسلحه را به طرف مرد گرفت:
-زن تو.
.careful,honey, it's loaded,he said: re-entering the room
?Her back rested against the wall .this for your wife
.No,too chancy.i'm hiring a professional
?How about me.
:He smirked
?cute but who'd be dumb enough to hire a lady hit man
.she wet her lips
.sighting along the barrel
.your wife
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۲۱ ساعت 10:15 توسط
|
تمام حقوق این سایت متعلق به دانشجویان مهندسی شیمی89 فردوسی میباشد.