روز مادر مبارک....

مادر ناز من تویی عزیزم
تو بمون پیش من برای همیشه
عشق معبود من تویی توی قلبم
من فقط دوست دارم تو را عزیزم
نور چشمای تو هست چراغ خونم
دستای مهربونت، برکته جونم
تویی تک ستاره توی آسمونم
تو گله باغچمی ای مادر خوبم
میتوانی او را مادر صدا کنی
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و پرسید. می گویند فردا
شما مرا به زمین می فرستید اما من به این کوچکی بدون هیچ کمکی چگونه می
توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد : از بین تعداد بسیاری
از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام او از تو نگهداری خواهد کرد
اما کودک هنوز مطمئن نبود که میخواهد برود یا نه ؟
اما اینجا در
بهشت من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم واینها برای شادی من کافی
هستند خداوند لبخند زد.فرشته تو برایت اواز خواهد خواند و هر روز به تو
لبخند خواهد زد.
تو عشق اورا احساس خواهی کرد کرد و شاد خواهی بود .
کودک
ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان انها
نمیدانم خداوند او را نوازش کرد و گفت فرشته تو زیبا ترین وشیرین ترین
واژهایی را ممکن است بشنوی در گوش
تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی
کودک با ناراحتی گفت .وقتی میخواهم با شما صحبت کنم ؟
اما خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت؟ فرشته ات دستهایت را در کنار هم قرار خواهد داد وبه تو یادخواهد داد که چگونه دعا کنی
کودک
سرش را برگرداند و پرسید. شنیده ام که زمین انسانهای بدی هم زندگی میکنند.
چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ فراشته ات از تو محافظت خواهد . حتی اگر
به قیمت جانش تمام شود "
کودک با نگرانی ادامه داد."من همیشه به این دلیل که دیگر نمیتوانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود
خداوند
لبخند زد گفت:"فرشته ات همیشه در باره من با تو صحبحت خواهد کرد و به تو
راه باز گشت نزد من را خواهد آموخت:گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
کودک
می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند او به آرامی یک سئوال دیگر از
خدا پرسید:"خدایا اگر من باید همین حالا بروم "نام فرشته ام را به من بگو!؟
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:
"نام فرشته ات اهمیتی ندارد . می توانی او را مادر صدا کنی"
روز مادر مبارک
تمام حقوق این سایت متعلق به دانشجویان مهندسی شیمی89 فردوسی میباشد.