بیوگرافی شیمی های 89
اهل دانشگاهم...رشته ام علّافیست...جیب هایم خالیست...پدری دارم حسرتش یک شب خواب...دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب...اهل دانشگاهم...قبله ام استاد است...جا نمازم نمره !! خوب میفهمم سهمِ آینده من بیکاریست...من نمیدانم که چرا می گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار ؟؟ و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست؟؟چشم ها را باید شست...جور دیگر باید دید...باید از مردم دانا ترسید...باید از قیمت دانش نالید...و به آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم...من به گورِ پدر علم و هنر خندیدم !!!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۹/۲۳ ساعت 16:30 توسط سعید جوکار
|
تمام حقوق این سایت متعلق به دانشجویان مهندسی شیمی89 فردوسی میباشد.