وصیت نامه لقمان حکیم به پسرش نسخه 2010
*پسرم! سخت ترین کار عالم محکوم کردن یک احمق است. خون خودت را کثیف نکن- ضمنا
چرچیل هیچگونه نسبتی با طایفه ما ندارد. بچه هایش ادعای ارث نکنند**.* *پسرم! دوستانت را با یک لیوان آب خوردن امتحان کن! آب را به دستشان بده تا
بنوشند! بعد بگو تا دروغ بگویند! اگر عین آب خوردن دروغ گفتند از آنان بپرهیز**
*پسرم! خود را وابسته به هیچ دسته ای مدان. چه، پس فردا تقش درمی آید که آنی که
تو می خواستی نیست و حالا خر بیار و معرکه بارکن*
*پسرم! در تاکسی با تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن*
*هان ای پسر! اهل هنر را احترام کن. اما مواضع سیاسی ات را با کسی مسنج و کسی
را به خاطر مواضعش مرنجان**.*
*پسرم! هیچ گاه دنبال به کرسی نشاندن حرفت مباش و همه جا سر هر صحبتی را
بازمکن. بگذار تو را نادان بدانند*
*پسرم! اگر برای دختر یا پسری پیش تو برای تحقیق آمدند و تو چیزی می دانستی رک
و راست بگو. هر آنچه که می دانی. به فکر بدبختی دختر و پسر مردم باش*
*پسر! اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک
رسانه بودن آدم را به حماقت می کشاند* *پسرم! اساتید را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس اگر نه ،خود دانی*
*پسرم! در ضمن ، به هر کسی بی خودی لقب “استاد” عنایت مکن. “استاد” باید خودش
بیاید، زورکی که نیست*با این حال نصیحت قبل از قبلی را آویزه گوش کن* *پسرم! اگر توانستی استخدام شوی، در اداره با دو کس رفیق شو آنچنان که دانی**.*
*آبدارچی و یکی از بچه های حراست. هرکدام باشد توفیری نمی کند.*
*پسرم! بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری*
*فرزندم! هیچ کس تنها نیست**.*
*پسرم! راه تو را می خواند. اما تو باور مکن*
*پسرم! دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ، ادب را از
مادرت* *هان ای پسر! خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان. خواستی فرنگ بروی برو.
اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو ، اگر رفتی از مملکتت*
*پسرم! گوجه را از نارمک بخر، شنیده ام ارزان است**.* *هان ای پسر! خسته شدی؟ … از ساعت چند داری وصیت می خونی؟ … کی خسته است؟ …
خودت نقطه چین ها رو پرکن*
چرچیل هیچگونه نسبتی با طایفه ما ندارد. بچه هایش ادعای ارث نکنند**.* *پسرم! دوستانت را با یک لیوان آب خوردن امتحان کن! آب را به دستشان بده تا
بنوشند! بعد بگو تا دروغ بگویند! اگر عین آب خوردن دروغ گفتند از آنان بپرهیز**
*پسرم! خود را وابسته به هیچ دسته ای مدان. چه، پس فردا تقش درمی آید که آنی که
تو می خواستی نیست و حالا خر بیار و معرکه بارکن*
*پسرم! در تاکسی با تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن*
*هان ای پسر! اهل هنر را احترام کن. اما مواضع سیاسی ات را با کسی مسنج و کسی
را به خاطر مواضعش مرنجان**.*
*پسرم! هیچ گاه دنبال به کرسی نشاندن حرفت مباش و همه جا سر هر صحبتی را
بازمکن. بگذار تو را نادان بدانند*
*پسرم! اگر برای دختر یا پسری پیش تو برای تحقیق آمدند و تو چیزی می دانستی رک
و راست بگو. هر آنچه که می دانی. به فکر بدبختی دختر و پسر مردم باش*
*پسر! اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک
رسانه بودن آدم را به حماقت می کشاند* *پسرم! اساتید را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس اگر نه ،خود دانی*
*پسرم! در ضمن ، به هر کسی بی خودی لقب “استاد” عنایت مکن. “استاد” باید خودش
بیاید، زورکی که نیست*با این حال نصیحت قبل از قبلی را آویزه گوش کن* *پسرم! اگر توانستی استخدام شوی، در اداره با دو کس رفیق شو آنچنان که دانی**.*
*آبدارچی و یکی از بچه های حراست. هرکدام باشد توفیری نمی کند.*
*پسرم! بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری*
*فرزندم! هیچ کس تنها نیست**.*
*پسرم! راه تو را می خواند. اما تو باور مکن*
*پسرم! دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ، ادب را از
مادرت* *هان ای پسر! خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان. خواستی فرنگ بروی برو.
اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو ، اگر رفتی از مملکتت*
*پسرم! گوجه را از نارمک بخر، شنیده ام ارزان است**.* *هان ای پسر! خسته شدی؟ … از ساعت چند داری وصیت می خونی؟ … کی خسته است؟ …
خودت نقطه چین ها رو پرکن*
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۱۲/۰۷ ساعت 11:30 توسط حسین انصاری نیا
|
تمام حقوق این سایت متعلق به دانشجویان مهندسی شیمی89 فردوسی میباشد.